جان برام ـ The Locket (۱۹۴۶) یا «خواستهٔ نانسی»
فیلمِ جان برام از آن نوآرهای پیچیده و چندلایه است که تماشاگر را غافلگیر میکند؛ مشهور به ساختار «فلشبک درون فلشبک درون فلشبک» که شاید پرتودرتوترین روایت در تاریخ نوآر باشد. خط اصلی داستان ساده است: نانسی (لارین دی) اختلال دزدی دارد؛ هرچه دلش بخواهد میدزدد. ریشهٔ این اجبار به کودکی او برمیگردد؛ روز تولدش برایش گردنبندی...
جان برام ـ The Locket (۱۹۴۶) یا «خواستهٔ نانسی»
فیلمِ جان برام از آن نوآرهای پیچیده و چندلایه است که تماشاگر را غافلگیر میکند؛ مشهور به ساختار «فلشبک درون فلشبک درون فلشبک» که شاید پرتودرتوترین روایت در تاریخ نوآر باشد. خط اصلی داستان ساده است: نانسی (لارین دی) اختلال دزدی دارد؛ هرچه دلش بخواهد میدزدد. ریشهٔ این اجبار به کودکی او برمیگردد؛ روز تولدش برایش گردنبندی (لاکِت) هدیه میآورند که زن سرسخت و ظالمی بهنام خانم ویلیس (کاترین امِری) آن را از او میگیرد. وقتی لاکت گم میشود، نانسی مظنون میگردد که آن را برداشته تا هدیهٔ دوران کودکی را بازپس گیرد. هرچند بعداً روشن میشود لاکت در چینِ لباسی افتاده بوده، اما نانسی هرگز بهطور کامل تبرئه نمیشود.
بیست سال بعد، نانسی قرار است با جان ویلیس (جین ریمن) ازدواج کند و به همان خانوادگی که در کودکی از آن رانده شده بود بازگردد؛ خانم ویلیس او را بهعنوان بزرگسال نمیشناسد و تنها نسخهٔ کودکی او را بهیاد دارد. درست در آستانهٔ مراسم، روانپزشکی بهنام دکتر هری بلِیر (برایان اهرن) وارد میشود و با اصرار از جان میخواهد از ازدواج منصرف شود؛ دکتر بلِیر یکی از شوهران پیشین نانسی است و به جنون و بیماری او واقف است. روایت دکتر بلِیر در قالب فلشبک آغاز میشود و همزمان خاطرات یکی دیگر از شوهران نانسی، نورمن کِلاید (رابرت میچام)، ـ یک هنرمند بوهِم ـ را در میگنجاند؛ کِلاید در پی دزدیهای نانسی و دخالت او در یک قتل، درنهایت خودکشی میکند. این روایتهای درهمتنیده از خاطرات بزرگسالی باز میگردند به کودکی نانسی و حادثهٔ لاکت و سپس دوباره به زمان حال بازمیگردند، جایی که جان ویلیس پس از شنیدن حکایت دکتر بلِیر با شک و تردید با نانسی روبهرو میشود و او طبیعتاً همهچیز را تکذیب میکند.
تنها فروریختن نانسی هنگام اجرای مراسم عروسی، که با «بازهدیه» کردن همان لاکت توسط خانم ویلیس برانگیخته میشود، جان ویلیس را از تجربهٔ ازدواج فاجعهآمیز نجات میدهد. فیلم با انتقال نانسی به آسایشگاه درمانی به پایان میرسد، اما دوربین در حیاط تاریک و منزوی عمارت خانوادهٔ ویلیس باقی میماند؛ آنچه رخ داده تنها نانسی را لکهدار نکرده، بلکه ردّی بر همهٔ کسانی گذاشته که با او در تماس بودهاند. تواناییهای حرفهای دکتر بلِیر نیز صرفاً پس از وقوع حادثه ارزش پیدا میکند. در بخش اعظم فیلم، جنون نانسی پنهان میماند و هرکسی که راز او را کشف میکند، بهطرزی قاطع نابود میشود؛ بنابراین همهٔ ظواهر مشکوکاند، همهچیز فریبدهنده است و نباید هیچ ادعایی دربارهٔ بیگناهی را بیچونوچرا پذیرفت.
برام با تسلط کارگردانی، فیلم را عمدتاً در شب و در لوکیشنهای استودیوییِ تنگ و خفه کننده میچینَد تا حس خفگی و ناامنی دائمی را تقویت کند. رابرت میچام ـ آن زمان ستارهٔ نوظهور ـ در نقش نورمن کِلاید، هنرمند عبوس، بهطرزی غیرمنتظره متقاعدکننده است و نورپردازی حالوهوایی نیکلاس موزوراکا، شخصیتها و مخاطب را در ابهام و تعلیق نگه میدارد. ساختار سهگانهٔ فلشبک مهمترین نکتهٔ فیلم است، چرا که راستیآزمایی روایت را زیر سؤال میبرد: وقتی دکتر بلِیر وارد میشود و از جرمهای نانسی میگوید، فلشبک او شامل خاطرات نورمن است که خود به خاطرات کودکی نانسی میانجامد؛ بنابراین ما تنها از زبان نانسی، از طریق نورمن و سپس از طریق دکتر بلِیر، دربارهٔ حقیقت مطلع میشویم—و با وجود این زنجیرهٔ روایتِ چندگانه، ما روایتها را باور میکنیم. همین تضاد میان شگفتیِ داستان و بیاعتمادیِ جان ویلیس نسبت به اتهامات، فیلم را تردیدآمیز و جذاب میکند.
The Locket درواقع یک ملودرام روانشناختی با انگشتانی از نوآر است؛ فیلم در بررسی تأثیر یک آسیب روانی کودکی بر یک ذهن جوان و تأثیر گستردهٔ آن بر مردانی که وارد زندگی او میشوند، موفق عمل میکند. فیلم پرسشهایی دربارهٔ نحوهٔ برخورد جامعه با بیماران روانی و جایگاه آنها مطرح میکند و شخصیتپردازیهایش ارزش دراماتیک دارند. فیلمنامهٔ شریدان گیبنی، برگرفته از داستان «خواستهٔ نانسی» اثر نورما بارتمن، با دقت موضوع دشوار را لحاظ میکند و تردیدهای تماشاگر را نسبت به احتمال وجود یک فمفاتال در نانسی حفظ مینماید؛ همین ابهام پایانبندی را از منظر نوشتاری مؤثرتر میکند.
اجرای لارین دی در نقش نانسی، در نقش دشوارش میدرخشد و کاترین امری نیز در نقش خانم ویلیس نمایش محکمی ارائه میدهد. میچام هنوز به پختگی کاملِ نقشآفرینیاش نرسیده بود و اینجا تا حدی نامتناسب بهنظر میرسد، اما حضور کاریزماتیکش به کمک نقش میآید. بازی برایان اهرن قابل قبول و شنیدنی است، اگرچه او هرگز کاملاً بهعنوان یک روانپزشک قانعکننده عمل نمیکند. عکسبرداری سیاهوسفید موزوراکا پر از سایه و هالههای مناسب است، هرچند شاید از او درخشانترین آثارش نباشد.
فیلم گاهی با برخی انتخابهای نادرست و لحظاتی که از منطق دور میماند مواجه است و توجه کامل تماشاگر را میطلبد؛ اما اگر بیننده با دقت دنبال کند، The Locket با پاداشهای فراوانی همراه است و نمای نهاییاش تصویری بصری قوی و بهیادماندنی ارائه میدهد.
ارزیابی کلی: تماشای فیلم برای علاقهمندان نوآر و ملودرام روانشناختی ارزش دارد. نمرهٔ پیشنهادی: ۷/۱۰.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران